تبليغاتX
::.Close up.::

سینمای ایران






پگاه آهنگرانی 

سینمای ما ـ امیر کاظمی : همان طور که اطلاع دارید ٬ پگاه آهنگرانی بازیگر جوان کشورمان روز یکشنبه ۲۴ تیرماه در حین فیلمبرداری صحنه ای از فیلم « آتش سبز » پس از اینکه در داخل تور ماهیگیری مینشیند بدلیل پوسیدگی تور و پارشه شدن آن از ارتفاع ۳ متری از سطح زمین سقوط می کند . گروه بلافاصله وی را از بیرجند به بیمارستان جم در تهران منتقل کردند . يكي از مهره های کمر پگاه آهنگرانی بر اثر سقوط از تور ماهیگیری شکسته و  يك مهره ترک برداشته است . از عوامل سازنده فیلم و هنرمندان، تنها قاسم قلی پور ( تهیه کننده ) به عیادت پگاه آهنگرانی رفته است . منیژه حکمت ( کارگردان سینما و مادر پگاه آهنگرانی ) در رابطه با این حادثه به سینمای ما گفت : « تنها می توانم بگویم سهل انگاری . سقوط پگاه ربطی به عدم امکانات سینمای ایران ندارد تنها بدلیل عدم دقت است . خدا خیلی پگاه را دوست داشته است همان طور که تمامی پزشکان نیز همین را می گفتند .» پگاه آهنگرانی به دستور پزشک خود نباید تا مدتی حرکت کند. بنا به اين گزارش، بر اثر اين اتفاق صدمه ای به صورت او وارد نشده است . بازیگران فیلم « آتش سبز » در طول مدت فیلمبرداری بیمه هستند.
پگاه آهنگرانی به دستور پزشک معالج فعلا ممنوع الملاقات است .



 

نوشته شده توسط علی | لینک ثابت | موضوع: |

هامون سنتوری 

*داریوش مهرجویی*

هامون سنتوری

 

·      به سه دلیل نام داریوش مهرجویی در سال 85 توجه بسیاری از سینمادوستان را برانگیخت که دست کم در یک مورد آن، نگارنده دخالت مستقیم دارد. نمایش تکه پاره هایی از هامون در برنامه ای تلویزیونی تقریبا تمام هواداران این فیلم را آشفته کرد. فیلمی که خیلی ها حتی دیالوگ های آن را هم حفظ هستند وقتی به همین شکل از رسانه ای همه گیر پخش می شود، بیشتر به حرکتی انتحاری می ماند. آیا همین نسخه را برای شما نشان دادند؟ این نخستین پرسشی بود که خالق هامون می خواست بداند. برای او توضیح داده شد که تهیه کنننده ی برنامه ی سینما ماورا یا دستیارش برای صحبت درباره ی هامون از نگارنده خواستند در آن برنامه شرکت کند. نکته ی جالب که در پخش آن برنامه بسیاری از هواداران هامون را شاید اقناع کرد این بود که شرکت کنندگان، آن نسخه ی کذایی را ندیده اند و حرف هایی که زده شده نشان می داد که آن ها دارند از نماها یا حتی سکانس هایی در فیلم حرف می زنند که در نسخه ی به نمایش درآمده، اثری از آن ها نیست. مهرجویی در نامه ای که به مسئولان تلویزیون نوشت، به نحوه ی نمایش فیلم در آن برنامه اعتراض کرد و دوستانی که هوادار سرسخت این فیلم بوده و هستند به شکلی دقیق موارد حذف شده ی فیلم را0 برشمردند. نگارنده هم برای رفع هرگونه سوءتفاهم در ذهن فیلمسازی که بسیاری از آثارش  را بارها و بارها دیده است در تماسی تلفنی ماجرا را برای مهرجویی توضیح داد. اما شاید دلیل مهمتری برای مطرح شدن نام مهرجویی در سال 85 و در میان علاقه مندان پی گیر سینمای او وجود داشته باشد که به تازه ترین ساخته اش باز می گردد.

«همیشه دلم می خواسته فیلمی در مورد موسیقی مدرن و سنتی ایرانی بسازم. من پیش از آن که جذب سینما و فلسفه شوم، مایل بودم رشته ی آهنگسازی را دنبال کنم. سال هاست که خودم سنتور می زنم و حتی فیلمی از یکی از قدیمی ترین خوانندگان موسیقی ایرانی دارم که فکر می کنم منحصربه فرد است. من و دوستانم در این فیلم در کنار این خواننده حضور داریم و او از گذشته اش و خاطراتش از موسیقی صحبت می کند. بنابراین علاقه ی  من به موسیقی ایرانی علاقه ای قدیمی است». حرف های مهرجویی نشان می دهد که او دلیل بسیار مهمی برای ساخت فیلم سنتوری داشته است؛ فیلمی که از همان ابتدای ساخت با حاشیه های فراوانی همراه بود که شاید مهم ترین آنها به این بازمی گشت که مهرجویی در سنتوری از صدای خواننده ای استفاده کرده که صدایش مجوز پخش عمومی ندارد. مهرجویی در ابتدا برای بازیگر نقش نخست این فیلم به دنبال چهره ای ناشناخته بود که یک ویژگی را حتما داشته باشد؛ بتواند سنتور بزند و بخواند. گفته می شود حتی کار تا آنجا پیش رفت که یکی از چهره های جوان که سابقه ی بازیگری نداشت نیز انتخاب شد اما مهرجویی تصمیم گرفت از بهرام رادان استفاده کند و محسن چاوشی به جای او آهنگ های فیلم را اجرا کند. این«میزانسن» در کارهای مهرجویی سابقه نداشته که موسیقی بخش اعظمی از کارش را تشکیل دهد، هرچند که او همواره در فیلمهایش از موسیقی  به شکلی جدی استفاده کرده: «در لیلا اولین بار از صدای خواننده و از ترانه ای استفاده کردم که هم فضای عارفانه داشت و هم مضمونی نزدیک به فضای ذهنی لیلا. »

سنتوری علاوه بر حاشیه هایی که داشت شایعه های جالبی را بر سر زبان ها انداخت؛ از جمله این که شعر اصلی فیلم از خود مهرجویی  است، همانطور که در زمان نمایش لیلا هم گفته می شد خواننده ی آن زمزمه در سکانسی که لیلا در شب نماز می خواندکسی نیست جز کارگردان فیلم : « شعر اصلی سنتوری را من نگفته ام و کار ترانه سرای فیلم است. همان طور که در لیلا هم من آواز یا در واقع آن زمزمه را اجرا نکردم. پیرمردی عارف مشرب شب ها این لحن و آواز را در محله ی ما اجرا می کرد و ما یک روز او را صدا کردیم و خواستیم در برابر میکروفن آن آواز را اجرا کند و حتی آهنگ ساز لیلا هم همان آواز را برای موسیقی اصلی فیلم گرفت و ملودی را براساس آن ساخت». نمایش سنتوری تا لحظه ای که در سینمای رسانه های جمعی و در جشنواره ی فیلم فجر روی پرده رفت. همچنان در هاله ای از ابهام قرار داشت. در شروع جشنواره نام فیلم در برنامه ی جشنواره نبود و حتی در همان روزها برخی در روزنامه ها یادداشت هایی برای نمایش فیلم نوشتند. سرانجام فیلم به نمایش درآمد اما مشخص بود که بخش هایی از فیلم کوتاه شده است. مهرجویی در همان زمان و در جلسه ی مطبوعاتی فیلم اشاره کرد که نسخه ی نسبتا کامل تری از فیلم قبل از ماه محرم به نمایش در خواهد آمد. اما ظاهرا حاشیه های فیلم سنتوری صرفا به نمایش آن مربوط نمی شد. خواننده ی جوان این فیلم در گفتگو با یک هفته نامه از فیلم، عواملش و شخص مهرجویی گلایه کرد. «او گفته که در جلسه ی مطبوعاتی چرا همراه عوامل فیلم حضور نداشته. در حالی که تا آخرین لحظه قرار نبود عوامل فیلم در آن جلسه حضور داشته باشند و همه چیز به سرعت اتفاق افتاد. به هر حال شاید نمی بایستی او این حرفها را مطرح می کرد. در مورد مسائل مالی هم احتمالا خود او مقصر است چون هیچ گاه این را مطرح نکرد، چون او اصولا بسیار خجالتی است».

مانند فیلم های قبلی مهرجویی مخاطبان او این بار نیز به دو دسته ی کلی تقسیم شدند. عده ای فیلم را بسیار دوست دارند و از آن به عنوان بهترین اثر مهرجویی نام می برند، در حالی که برخی اعتقاد دارند در مقایسه با آثار دیگر مهرجویی اثر متوسطی است. به هر حال سنتوری که در جشنواره اکران شد، اکنون تب و تاب ها در مورد آن فروکش کرده شاید زمان مناسبی برای مهرجویی باشد که فیلم را از این زاویه نگاه کند که آیا قرار است تغییراتی در آن ایجادشود یا نه.

تغییرات فیلم از این قرار است: حذف صدای محسن چاوشی و قرار دادن صدای بهرام رادان و حذف دیالوگ پایانی فیلم است(منظور دیالوگی است که علی سنتوری می خواهد دکتر او را در بیمارستان نگه دارد و نگذارد دوباره به میان مردم بازگردد).

سنتوری(داریوش مهرجویی)3مرداد ماه در سینماهای کشور به نمایش عمومی درخواهد آمد.

 

 

جهت مشاهده ی تصاویر مربوط به مطلب روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

لطفا نظرات و انتقادات خود را در مورد این مطلب بنویسید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی | لینک ثابت | موضوع: |

حمید گودرزی 

حمید گودرزی

 

1356.تهران

 

 

 

پس از دریافت دیپلم تجربی در سال 1374 وارد دانشگاه هنر و معماری شد و در رشته ی نمایش شروع به تحصیل کرد.

گودرزی فعالیت حرفه ای خود را در سال 1376 و با بازی در فیلم تلویزیونی دانی و من(علی عبدالعلی زاده) شروع کرد. پس از آن در فیلم سهراب(سعید سهیلی) حضور یافت و سپس در چند کار تلویزیونی و سینمایی نیز به ایفای نقش پرداخت. حمید گودرزی پس از بازی در سریال مسافری از هند(قاسم جعفری) تبدیل به یک چهره شد و بعدها همکاری خود را با جعفری در کارهای دیگری مثل سریال کمکم کن و فیلم بازنده ادامه داد.

در سریال تب سرد در ارائه ی یک نقش منفی همدلی برانگیز موفق بود و پیچیدگی شخصیتی را که در عین آگاهی به عمل نادرستش، گریزی از انجام آن ندارد، با موفقیت به نمایش گذاشت. اما از این چند وجهی بودن شخصیت در سریالی مثل کمکم کن خبری نبود و در آنجا گودرزی کمک رسان مطلق ماجرا بود. بعدها او سعی در آزمودن حیطه ی کمدی کرد که در آن چندان موفق نبود. در چپ دست( آرش معیریان) یک نقش کمدی را به عهده گرفت و در فضای کمدی فیلم بی وفا(اصغر نعیمی) نقش جدی را ایفا کرد. اما شاید چهره ای که در مسافری از هند باعث محبوبیتش شد، همان نقشی باشد که مناسب اوست. به نظر می رسد بازی او در نقش های جدی و تا رمانتیک با ظاهر و ویژگی های او هماهنگی بیشتری دارد تا نقش هایی از جنس چپ دست؛ هرچند ایفای چنین نقشی را در هم در قتل آنلاین(مسعود آب پرور) نتوانست درست از کار دربیاورد.

در هر حال گودرزی از جمله بازیگرانی است که عدم توفیق چشم گیرش تا امروز را باید ناشی از انتخاب های نامناسبش دانست تا عدم توانایی و استعدادش.

·       فیلمها_ 1378:سهراب، 1379:ارتش تاریکی(پسران مهتاب)، 1383:بازنده، 1384:قتل آنلاین، 1385:چپ دست،بی وفا،گناه من، 1386:انعکاس.

·        مجموعه های تلویزیونی_  1376:دانی و من، 1378:دیوار شیشه ای، 1382:مسافری از هند، 1383:تب سرد، 1384:کمکم کن.

 

 

جهت مشاهده تصاویر به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی | لینک ثابت | موضوع: |