تبليغاتX
::.Close up.::

سینمای ایران






یادداشتهایی درباره ی محمدرضا گلزار 

Rhytm.Blogfa

 

·      از تماشای شب شیشه ای با گلزار ده چیز یاد گرفتم.

 

 

نشستم و برنامه شب شيشه‌اي گفت و گو با محمدرضا گلزار را تماشا كردم و بعد ديدن‌اش فكر كردم اين يك ساعت برنامه، به دلايل مختلف پديده مهمي است. خودم با تماشاي برنامه به اين نتيجه‌ها رسيدم:
1- ظاهرا دامنه نفوذ و تاثير سينما خيلي بيش از آن چيزي است كه فكر مي‌كنيم. به هر حال گلزار تمام شهرت‌اش را از سينما دارد، در هيچ فيلم و سريال تلويزيوني بازي نكرده است. پس وقتي يك شبكه تلويزيوني براي كشاندن او به استوديويش اين قدر تلاش مي‌كند و وقت مي‌‌گذارد، پس لابد سينماي ايران دامنه تاثيري بيش از آن چه ما فكر مي‌كنيم دارد.
2- همچنان احساسات رقيقه و انسان‌دوستي و تعهدات اجتماعي، قرار است سرپوشي باشد براي ساير نيازها و خواسته‌هاي‌مان. همچنان قرار است از اين احساسات استفاده كنيم تا به نيازهاي ديگرمان برسيم. همه مي‌دانيم محمدرضا گلزار چرا آن جا نشسته، چرا مردم مي‌خواهند او را ببينند و اين‌ها. اما عوض‌اش مجري مراسم حسين رضازاده را نشان‌ مي‌دهد و از احساسات ملي ميهني مي‌پرسد و اين كه محمدرضا گلزار چطور با بازي در تيم واليبال هنرمندان، براي بدبخت بيچاره‌ها پول جمع مي‌كند. ياد سنتوري افتادم و صحنه‌اي كه آدم ‌بدهاي فيلم، كنسرت خيريه گذاشته بودند و البته نيت‌شان هم خير بود.
3- بعد از تماشاي برنامه، متوجه شدم در گفت و گويي در اين سطح، اگر مجري و مهمان در موقعيت برابري قرار نداشته باشند، چه اتفاق وحشتناكي مي‌افتد. وقتي يك برنامه تلويزيوني، دائم خبر از حضور احتمالي يك مهمان گريز پا مي‌دهد، وقتي همه پس و پيش شدن‌ها را تحمل مي‌كند، وقتي عوض اين كه روي قدرت و نفوذ برنامه‌اش حساب كند، مجبور مي‌شود اصرار و ابرام را براي كشاندن مهمان به برنامه انتخاب كند، وقتي بايد براي اين حضور كلي شرط بپذيرد، آن وقت ديگر اصلا گفت و گويي شكل نمي‌گيرد. چون در برابر هر اتفاقي، ممكن است مهمان برنامه "پا شود و برود." يا اين قدر قدرت و نفوذ داريم كه مهمان، خيلي دلش بخواهد در گفت و گو با ما شركت كند يا نه، اما اگر نداريم يا مهمان‌مان احساس نياز و شوق براي حضور در چنين برنامه‌اي ندارد، آن وقت يك شوي بي‌رمق داريم و نه يك گفت و گو. گفت و گو هم كه مي‌دانيد، يكي از دوست‌داشتني‌ترين و جذاب‌ترين چيزهايي است كه ابناي بشر مي‌توانند انجام دهند. از جمله گفت و گوي رضا رشيدپور با استاد عجمي خطاط، كه طبعا زير چنين فشاري شكل نگرفته بود، پس در لحظاتي مي‌شكفت و جذب مي‌‌كرد و ياد مي‌داد.
4- پس رسانه‌هاي ما بايد بيش از اين قدرت بگيرند. مجري‌ها و روزنامه‌نگارهاي ما بايد از اين‌اي كه هستند قوي‌تر شوند. در برابر يك ستاره در موضع ضعف قرار نگيرند. چنين گفت و گويي، به لحاظي، يك بازي قدرت است و اميدوارم رسانه‌هاي ما به چنان قدرتي برسند كه در چنين گفت و گوهايي، چيزي كم از ستاره نداشته باشند. آقاي ستاره، بايد خيلي دل‌اش بخواهد كه با فلان برنامه از فلان شبكه، يا با فلان روزنامه و مجله گفت و گو گند. اين مسيري است كه رسانه‌هاي ما بايد در پيش بگيرند.
5- آيا گلزار بازي مي‌كرد يا واقعي بود؟ اغلب بازي مي‌كرد. بر خلاف آن چه شايد در نگاه اول به نظر برسد، محمدرضا گلزار، بسيار باهوش است و مي‌تواند از هوش‌اش براي زدن ماسكي به صورت‌اش استفاده كند. اين ماسك، اغلب مدت زمان برنامه شب شيشه‌اي، روي صورت‌اش بود. گلزار اين قدر باهوش بود كه مجري برنامه را بازي دهد، كه مسير برنامه را طوري كه خودش مي‌خواهد تنظيم كند. فرمان برنامه دست مهمان بود، نه فقط به اين خاطر كه مجري در موضع ضعف بود، هوش گلزار هم در اين مسير دخيل بود. خطرش اما اين جاست كه اگر گلزار همين طور از هوش‌اش براي پنهان شدن و در رفتن از برابر انظار استفاده كند، پس از مدتي تبديل به موجود غير قابل درك و غريبي خواهد شد كه حضور و وجودش ديگر براي خيلي‌ها جالب نيست. گاهي وقت‌ها به نظر مي‌رسيد هوش گلزار پشت ماسك صورت‌اش حبس شده است.
6- به نظرم درك و هوش گلزار، بيش از آموخته‌هايش است. دانش و علم، بازيگر نمي‌سازند، اما كمبودشان در مواردي حس مي‌شود. از جمله در شب شيشه‌اي‌ كه مهمان‌اش محمدرضا گلزار، نمي‌توانست از عامل به كار بردن كلام براي تاثير روي بيننده‌هايش استفاده كند. گلزار مي‌توانست در مواردي با تكيه بر هوش‌اش، در لحظه مورد نظر، واكنش جذابي نشان دهد، اما همه‌اش همين است. او نمي‌توانست اين لحظه را بسط و گسترش دهد. اين تفاوت او با مثلا بهرام رادان بود كه خوب مي‌توانست حرف بزند و پشتوانه ذهني مناسبي داشت تا در مسير بحث پيش برود. شايد اين يكي از دلايلي بود كه رادان مي‌توانست ماسك را از روي صورت‌اش كنار بزند و گلزار نه.
7- دلم خنك شد وقتي رضا رشيدپور نتوانست به خاطر همان قرار داشتن‌اش در موضع ضعف؛ با مهمان برنامه‌اش شوخي كند، پس سراغ پارودي كردن خودش رفت با اين جمله وحشتناك "منو رها كن از اين درد تنهايي". جمله‌اي كه قاعدتا معناي عميق و زيبايي دارد، و تكرارش از دهان مجري برنامه، خيلي وقت قبل از اين كه خودش بخواهد، به يك مضحكه تبديل شده بود.
8- منتظر كمدي بعدي محمدرضا گلزار هستيم. تايمينگ كمدي را بلد است و واكنش‌هاي خوبي در برابر حركت طرف مقابل‌اش مي‌تواند بروز دهد. برنامه را كه ديدم، به نظرم رسيد شوخي جذاب آتش بس؛ تكرار جمله: "مهين مرگ من تو پشت چراغ قرمز نبودي؟" بخش مهمي از جذابيت‌اش را از اجراي به موقع و درست گلزار مي‌گيرد. آخ اگر كمدي رومانتيك‌ساز خوب در سينماي ايران داشتيم. محمدرضا گلزار مي‌توانست انتخاب اول براي بازي در نقش مرد اين فيلم‌ها باشد. يك هيو گرانت؟
9- حضور محمدرضا گلزار در تلويزيون و استقبال فراوان مخاطب‌ها از اين برنامه، نشان مي‌دهد كه چه قدر بين سليقه مسئولان تلويزيون و خواسته مخاطب‌هاي‌شان فاصله است. رسانه ملي، بيش‌تر با زندگي رسمي مردم ما سازگار است تا آن چه در خلوت به دنبال آن هستند. رسانه‌اي مثل تلويزيون قرار نيست دنباله‌رو خواست مخاطب‌هايش باشد، اما لااقل بايد همراه آن‌ها حركت كند. مردم بايد بخشي از زندگي‌شان را در تلويزيون ببينند. آن چند دقيقه دعواي فوتباليست‌ها و مربي‌ها در برنامه نود، براي يك هفته خيلي كم است.
10- اما اين حرف‌ها به معناي مخاطب‌گرايي به هر شكل و بهانه‌اي نيست. اين كه تلويزيون آينه زندگي واقعي، و نه رسمي، مردم ما باشد، به معناي تلاش براي جلب مخاطب به هر قيمتي نيست. به اين قيمت كه محمدرضا گلزار را هر طور شده به تلويزيون بكشانيم تا با تهديد به رفتن در وسط برنامه، ته دل يك شبكه تلويزيوني را خالي كند. اين كه گلزار را به هر شرط و شكلي براي حضور در برابر دوربين تلويزيون راضي كنيم، گيرم كه اين وسط به جز حرف‌هاي هميشگي، هيچ گفت و گويي صورت نگيرد. رسانه‌هاي ما فعلا در مسابقه "جلب مخاطب به هر قيمتي" شركت كرده‌اند و در اين مسير، در دام چنان عامه‌گرايي افتاده‌اند كه حيرت‌انگيز است. اين كه دقيقه به دقيقه، مجري برنامه پز تعداد
SMSهاي برنامه‌اش را بدهد، بد نيست، اما وقتي همه‌ هدف‌مان همين باشد، نتيجه‌اش مي‌شود يك جور عامه‌گرايي كه قضاوت مردم در هر زمينه‌اي، جاي قضاوت اين‌كاره‌هاي هر رشته را مي‌گيرد. زماني نخبه‌گرايي پدرمان را درآورده بود و حالا اين عوام‌گرايي افسارگسيخته، به خصوص وقتي تصاويري از بغض محمدرضا گلزار را در حالي كه طره‌اي از موهايش روي پيشاني‌اش افتاده، با موسيقي حماسي و حركت آهسته، پخش مي‌كنيم و حالش را مي‌بريم.

  • یادداشتی از امیر قادری.

 

 

·      نقش خودت را خوب بازی کن!

 

 

هميشه فكر مي‌كردم محمدرضا گلزار به عنوان يك سوپراستار در سينماي بعد از انقلاب، چيزي كم دارد؛ يك چيز جدي و اساسي كه كمبودش نمي‌گذارد ستاره درجه‌ يك و ماندگاري باشد. او بيشترين شرايط و لوازم ستاره شدن را دارد و از نظر حرفه‌اي‌ هم مسير درست و قابل‌قبولي آمده. به اندازه كافي هم- خيلي بيشتر از بقيه ستاره‌هاي كم‌نور اين سينما- پول به جيب تهيه‌كننده‌ها و چرخه مالي سينما ريخته است. پس مشكل كجاست؟ اين سوالي بود كه با تماشاي برنامه «شب شيشه‌اي» با حضور گلزار جوابش را پيدا كردم. گلزار ستاره‌اي ناتمام است كه هلال‌اش هيچ‌وقت كامل نمي‌شود تا مثل ماه شب چهارده بتابد! چون هميشه با يك پرسوناي مجازي در ذهن بينندگان و علاقمندانش حضور دارد. شخصيت حقوقي او چه در قالب نقش‌هايي كه بازي مي‌كند و چه صورت‌هاي قشنگي كه بر بيلبردهاي شهر نقش بسته، تصوير واقعي خودش نيست و هميشه لنز دوربين‌ها و رتوش عكاس‌ها و فيلتر و پرده سينما رابط او و جهان بيرون بوده‌اند. گلزار «واقعي» همان چيزي كه به ستاره‌هاي پرفروغ واقعي هويتي ويژه و ماندگار مي‌بخشد، هميشه پنهان مانده و دليلش را به راحتي مي‌شد در آن يك ساعت حضور تلويزيوني فهميد. گلزار واقعي آنقدر بي‌اعتماد به نفس، نگران، سرد و بي‌روح است كه معلوم نيست چطور مي‌تواند جلوي دوربين سينما برود و آنقدر به سختي حرف مي‌زند كه از ديالوگ گفتنش در فيلم‌ها تعجب مي‌كنيم. از همه مهم‌تر اينكه «شب شيشه‌اي» و يك نشست حضوري پرسش و پاسخي كه او ديده‌ام، مي‌گويد ستاره سينماي ما حرف زدن بلد نيست و اين ايراد خيلي بزرگي است. شايد تصور كنيد اين «بلد نبودن» از شرم حضور اوست يا محدود بودن دايره لغاتش، اما بيشتر به نظر مي‌رسد كه او آنقدر موقع حرف زدن به مصلحت‌ها و حواشي و احتمالات هر جمله و كلمه فكر مي‌كند كه قدرت تكلم از دستش درمي‌رود. معلوم نيست گلزار نگران چيست؟ بالاخره اين مصالح و حواشي كه فقط براي او نيست. باقي آدم‌هاي مشهور، در هر سطح و مرتبه‌اي، در هر جاي دنيا، بايد مراقب اين چيزها باشند و در عين حال حرف بزنند و گفت‌وگو كنند و در محافلي حاضر شوند و در يك كلام غير از روي پرده و بيلبردها هم به چشم بيايند. اندازه و حدود اين حضور حقيقي و غيرسينمايي را هم خود بازيگر و مشاورانش تعيين مي‌كنند و برحسب درست و غلطي حساب و كتاب‌شان بهره يا ضرر مي‌بينند، اما غفلت از اين بخش مهم شهرت و ستارگي مشكلات مختلفي را باعث مي‌شود و فرض‌هاي زيادي با خودش مي‌آورد. در چنين اوضاعي مي‌شود به راحتي و شايد به غلط حكم داد كه محمدرضا گلزار از ظاهرشدن با شخصيت حقيقي‌اش مي‌ترسد، چون مي‌داند كه چيز جذابي براي ارائه كردن ندارد، خوب حرف نمي‌زند و نگران است كه جلوي سوال‌ها كم بياورد. مي‌شود فكر كرد كه براي همين بود كه آن نمايش نه‌چندان بامزه قهر و ترك‌كردن «شب شيشه‌اي» را درست در سوال اول اجرا كرد تا مجري ذوق‌زده و نه‌چندان مسلط برنامه را به انفعال بكشاند و از سوال‌هاي سخت و چالش‌هاي احتمالي فرار كند، يا به اين نتيجه رسيد كه پرهيز او از مصاحبه‌هاي مطبوعاتي به دليل ترس از كم‌آوردن جلوي پرسش‌هاي مختلف است، يا... به اين ترتيب، گلزار هميشه سقف پرش محدودي خواهد داشت. از يك طرف نمي‌تواند بخش جدي و مهمي از تمايلات طرفدارانش را برآورده كند و تك‌و‌توك حضورهايش هم بيشتر به محبوبيتش لطمه مي‌زند. يقين دارم كه «شب شيشه‌اي» اين لطمه را وارد كرده و نشانه‌هايش را در نقل قول‌ها و نظريه‌هاي شفاهي مردم مي‌شود فهميد. نقطه مقابل او مثلا بهرام رادان است كه هميشه از حضورهاي حساب‌شده مختلف به بهترين شكلي براي محبوبيت بيشتر استفاده كرده است. شايد اين حضورها (مثل برنامه جنجالي او در همين «شب شيشه‌اي») مقداري نمايشي و جلوه‌فروشانه و زيادي آرتيستي به چشم بيايد، اما اينها دقيقا همان صفت‌هايي است كه ستاره براي حضورهاي اين‌چنيني به‌ آن نياز دارند و رادان خوب بلد است نقش بهرام رادان را در محافل و گفت‌وگوها و حضورهاي رسانه‌اي باز كند. در مقابل‌، گلزار تا امروز بدترين بازي‌اش را در نقش خودش داشته و اين مي‌تواند بازي‌هاي خوب احتمالي را در نقش‌هاي مختلف ديگر كم‌جلوه كند. بازي كردن نقش يك ستاره واقعي به تمريني چندبرابر بازي در نقش‌هاي سينمايي احتياج دارد. كاش محمدرضا گلزار فرصتي به دست بياورد كه اين نقش را هم خوب تمرين كند و درست به اجرا دربياورد. آن وقت است كه مي‌شود درباره اين ستاره سينما نظري نزديك به «واقعيت» داد و منتظر درخشش‌هاي «واقعي»‌تري از او ماند.

 

  • یادداشتی از نیما حسنی نسب.
نوشته شده توسط علی | لینک ثابت | موضوع: |

چرا؟ 

چرا؟

 

اکران اردیبهشت و خرداد، همه تحت تاثیر بحث قاچاق فیلمها بود. با تاثیر ویرانگری هم که این امر بر فروش فیلمها داشت و قاچاقچیان تقریبا به هیچ فیلم روی پرده رحم نکردند.

نقاب وسنگ، کاغذ، قیچی کمتر از آن فروختند که انتظارش می رفت.فیلم خوش ساخت سعید سهیلی با بازیگران مطرحی که داشت، اگر در اواخر دهه ی 1360 ساخته می شد قطعا صحنه های اکشن اش بیشتر مورد توجه قرار می گرفت اما واقعیت این است که در ده سال اخیر با وجود استثناهایی مثل شوکران، سگ کشی و میم مثل مادر، فقط فیلمهای کمدی اند که می فروشند؛ از مامولک و مهمان مامان گرفته تا بله برون و شارلاتان. به این ترتیب سینمای ایران در قبضه ی فیلم های کمدی است. وسوسه ی کمدی ساختن است که بیژن امکانیان را وادار می کند که پس از بازی خوبش در تقاطع و دریافت جایزه ی بهترین بازیگر نقش مکمل و مهمتر از همه تبدیل شدنش به یک بازیگر مناسب برای نقش های میان سال و خوش تیپ، ناگهان فیلمی مثل قلقلک را تهیه کند و خودش هم در آن ایفاگر دو نقش باشد. نتیجه اش این است که فیلمی کم هزینه با بازیگران تلویزیونی در جریان اصلی سینمای ایران، فروشش در مرتبه ای بالاتر از سنگ، کاغذ، قیچی و نقاب قرار می گیرد.

خون بازی هم که رسانه ها خیلی تحویلش گرفتند، کماکان در چند سالن محدود باقی مانده و به فروش نسبتا خوبش ادامه داد و تکلیف آرامش میان مردگان از همان ابتدا مشخص بود؛ همه می دانستند که این فیلم هم فارغ از آنکه خوب است یا بد، در همان حدی خواهد فروخت که که وقتی همه خواب بودند فروخت.

فیلمهای مهمی در راهند؛ از رئیس(مسعود کیمیایی)و یک شب(نیکی کریمی)گرفته تا روز سوم (محمدحسین لطیفی) که اواخر ماه پس از دو هفته روی پرده رفت، اما فعلا خیال سازندگان اخراجی ها راحت باشد؛ با این وضعیت سی دی های قاچاق و استقبال تماشاگران، بعید است حالاحالاها رقم فروش ها به میلیارد برسد.

نوشته شده توسط علی | لینک ثابت | موضوع: |

عوامل سه فیلم  

پـارک وی                  روز سوم

                                                               

نویسنده و کارگردان                       کارگردان

فریدون جیرانی                                 محمدحسین لطیفی

مشاور کارگردان                           فیلمنامه

رضا درمیشیان                                 مهدی سجاده چی

مدیرفیلمبرداری                            مدیر فیلمبرداری

فرج الله حیدری                                ابراهیم غفوری

صدابردار                                   صدابردار

اصغر شاهوردی                              بهروز معاونیان

تدوین                                        تدوین

بهرام دهقانی                                   کاوه حمیدی ایمانی

موسیقی                                      موسیقی

آریا عظیمی نژاد                               علیرضا کهن دیری

طراح هنری                                 صداگذار

ژیلا مهرجویی                                  حسین مهدوی

چهره پردازی                               چهره پردازی

سودابه خسروی                                علی سام خواه

بازیگران                                    طراح صحنه و لباس

نیما شاهرخ شاهی                              محسن نوروزی

رعنا آزادی ور                                 بازیگران

نیوشا ضیغمی                                   پوریا پورسرخ

آناهیتا نعمتی                                     حامد بهداد

محمدرضا شریفی نیا                           باران کوثری

مهدی احمدی                                    برزو ارجمند

جمشید شاه محمدی                             شهرام قائدی

تهیه کننده                                    مهدی صبایی

سید غلامرضا موسوی                       تهیه کننده

محصول رسانه ی فیلمسازان               علیرضا جلالی

90 دقیقه                                    90 دقیقه

        

            آرامش میان مردگان

 

             نویسنده و تدوین گر کارگردان

                       مهرداد فرید

                     مدیر فیلمبرداری

                     غلامرضا آزادی

                         صدابردار

                        بابک اخوان

               (با همکاری بهمن اردلان)

                   طراح صحنه و لباس

                       سحر شهامت

                   طراح چهره پردازی

                     محمدرضا قومی

              صداگذاری و ترکیب صدا

                    امیرحسین قاسمی

                        موسیقی

                       نیما ایوبی

                       بازیگران

                      گلاب آدینه

                      نیلوفر خوش خلق

                        محسن حسینی

                         نورا هاشمی

                       مهسا مهجور

                      سودابه احمدپناه

                   جواد فرحانی

                     تهیه کننده

                  غلامرضا آزادی

                  محصول 1384

                     77 دقیقه

 

جهت دیدن عکس به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی | لینک ثابت | موضوع: |

فروش فیلمها 

فروش فیلمها                                       به ریال

 

اخراجی ها(60روز)                                        500/032/111/13

مهمان(60روز)                                              500/843/548/3

صحنه ی جرم،ورودممنوع(32روز)                    000/112/411

شب به خیر فرمانده(39روز)                             000/811/89           

دنیای آینده(14روز)                                         000/473/24

اسطوره(16روز)                                            000/415/9

 

فیلمهای روی پرده تا 20 خرداد

 

خون بازی(77روز)                                    000/372/433/2

نقاب(36روز)                                            000/409/808/1

قلقلک(51روز)                                          000/672/539/1

پارک وی(16روز)                                     000/179/245/1

سنگ، کاغذ، قیچی(30روز)                          000/610/997

اگه میتونی منو بگیر(5روز)                          000/659/191

شعبده باز(60روز)                                      000/520/167

آرامش میان مردگان(16روز)                        000/550/84

رودسرخ(28روز)                                      000/480/80

کینه(168روز)                                          000/455/839

نوشته شده توسط علی | لینک ثابت | موضوع: |

ایستگاه تیرماه 

ايـستگاه تيرماه

 

ايـن ده نفـر

 

Rhytm

1_اکبـر عبدی:

با سه فیلم در جشنواره ی 25 حضورداشت:اخراجی ها، گوشواره و قاعده ی بازی.

یکی از عوامل جذابیت اخراجی ها حضور عبدی در آن بود.نکته ی جالب درباره ی

قاعده ی بازی این که صحنه های دشواری که عبدی در آنها بازی داشت بدون بدلکار

و با حضور این بازیگر گرفته شد. در تسویه حساب نیز بازی کرده که امسال اکران

خواهد شد و در سریال گل یا پوچ(جواد افشار) که برای پخش در ایام نوروز ساخته

شده بود، نقش آفرینی کرده بود که پخش نشد.

 

2_حمید فرخ نــژاد:

بازیگر گزیده کار سینمای ایران پس از بازی در فیلم تحسین شده ی چهارشنبه سوری

و تکرار بدشانسی اش در جشنواره که موفق به دریافت جایزه نشد،به پروژه ی ابراهیم

حاتمی کیا حلقه ی سبز پیوست و به دلیل حضور چند ماهه اش در این سریال فیلم دیگری

 بازی نکرد. از فیلمهای قبلی اش،سال گذشته طبل بزرگ زیر پای چپ اکران شد که به

دلیل تبلیغات نا مناسب و اکران محدودش، چندان دیده نشد. فرخ نــژاد در ماه گذشته فیلم

صحنه ی جرم، ورود ممنوع را روی پرده داشت.

 

3_مریـلا زارعی:

در آفتاب برهمه یکسان می تابد و دست های خالی بازی کرده بود که هر دو در بخش

مسابقه ی جشنواره ی 25 به نمایش درآمد. نقش آفرینی قابل توجه زارعی در دست های

خالی با بی اعتنایی داوران روبه رو شد و واکنش و اعتراض شدید زارعی، یکی از پررنگترین

حاشیه های این جشنواره را رقم زد. زارعی در اخراجی ها در نقش یک گزارشگر تلویزیونی

بازی کرده بود که قسمت های مربوط به او به دلیل طولانی شدن فیلم حذف شد. در نصف مال

من، نصف مال تو(وحید نیکخواه آزاد)نیز بازی کرده است.

 

4_بـهرام رادان:

فیلم چهارانگشتی با بازی او به بخش مسابقه ی جشنواره ی سال پیش راه نیافت و کسی

این فیلم را که رادان معتقد است متفاوت ترین نقش دوران حرفه ای اش را درآن بازی کرده،

ندید. او در این فیلم در دو نقش با چهار گریم متفاوت بازی کرده. پس از آن در کارناوال مرگ(رضا

اعظمیان)به نقش یک قاتل روانی باهوش بازی کرده. داودی برای نخستین بار در تقاطع از رادان

در نقش منفی استفاده کرد که بازی اش در این فیلم به اندازه ی فیلم های مطرح ترش چشمگیر نبود.

فیلم سنتوری نخستین همکاری رادان با کارگردان بزرگ سینمای ایران بود و به گفته ی بسیاری

از منتقدان،بهترین نقش آفرینی کارنامه اش. با همین فیلم، رادان برای دومین بار سیمرغ بلورین

بهترین بازیگر نقش اول مرد را پس از شمعی در باد دریافت کرد.

 

5_ستاره اسکـندری:

در آفتاب بر همه یکسان می تابد،یکی از دو شخصیت اصلی فیلم در کنار مریلا زارعی

بود و اکنون در حال بازی در سریال فریدون جیرانی به نام سفر به تاریکی است. فعالیت

اسکندری در یک سال گذشته بیش تر معطوف به تلویزیون بوده است. در سریال نرگس جانشین

زنده یاد پوپک گلدره شد و حضور قابل قبولی داشت و در مجموعه ی تا صبح(مجید جوانمرد،

محمد آهنگر)نیز بازی کرد. در دو فیلم تلویزیونی با نام های زیارت(صادق کرم یار) و مجلس

آخر،ذبح اسماعیل(سیروس مقدم) بازی کرده که اولی در جشنواره ی پلیس نمایش داده شد و

مراحل ساخت دومی قبل از نوروز به پایان رسید.

 

6_رعـنا آزادی ور:

با فیلم مارمولک معرفی شد، با هوو شهرت پیدا کرد و در پی موفقیت این دو فیلم پرفروش،

بازیگر اصلی پــارک وی شد. موفقیت تجاری این فیلم می تواند جایگاه آزادی ور را به عنوان

گزینه ی مناسب برای ایفای نقش های اصلی تثبیت کند.

 

7_حامـد بهداد:

کافه ستاره با بازی او در سال گذشته اکران شد و در جشنواره ی 25 با فیلم روز سوم حضور

داشت. بازی خوب او در نقش یک افسر عراقی در این فیلم مورد توجه قرار گرفت و به همین

دلیل کاندیدای  دریافت جایزه ی بهترین بازیگر نقش مکمل شد. در فیلم آدم هم، بازی متفاوتی

داشت. در سریال یک مشت پرعقاب حضور داشته و با تهمینه میلانی در تسویه حساب همکاری

کرده است. اکنون مشغول بازی در آخرین فیلم مصطفی رزاق کریمی به نام حس پنهان است. باغ

فردوس پنج بعد از ظهر دیگر فیلم او بود که تابستان 85 اکران شد.

 

8_ماهایا پطـروسیان:

پس از زن بدلی، بار دیگر در فیلمی از مهرداد میرفلاح بازی کرد که خواب لیلا نام دارد و پطروسیان

در آن نقش اصلی ندارد اما به گفته ی خودش در دو سکانس متفاوت از این فیلم نقشی تاثیرگذار بازی کرده است. از این بازیگر با استعداد سینما که در اوایل دهه ی 1370 تا مرز ستاره شدن پیش رفت، در چند سال

اخیر بیشتر در نقش های کمدی استفاده شده. به همین دلیل بازی در فیلم ترسناک خواب لیلا می تواند او

را از کلیشه ی نقش های کمدی خارج کند. پطروسیان قرار بود یکی از بازیگران اصلی تاکسی نارنجی

باشد که تولید این فیلم کمدی به تاخیر افتاد و ابراهیم وحیدزاده احتمالا آن را پائیز امسال در کیش می سازد.

همچنین در فیلمهای پیشنهاد 50 میلیونی(مهدی صباغزاده) بازی کرده است و در فیلم مصاحبه(بهرام کاظمی)همبازی رامبد جوان خواهد شد.

 

9_الهـام حمیدی:

زمانی که مشغول بازی در سریال زیرتیغ بود، مجبور شد پیشنهاد بازی در فیلم خدانزدیک است

 را رد کند و زمانی که مشغول بازی در بچه های ابدی بود شانس بازی در چهارانگشتی را از

دست داد. این تداخل ها نشان می دهد که الهام حمیدی پس از بازی خوبش در فیلم خیلی دور خیلی

نزدیک تبدیل به بازیگری پرکار در سینما و تلویزیون شده است. سرنوشت اکران فیلم سرگیجه(محمد

زرین دست) با بازی او مشخص نیست، در حالی که گفته می شود این فیلم سال گذشته هم آماده ی

نمایش در جشنواره ی فجر بود. حمیدی که یکی از بازیگران اصلی این فیلم است،مدتی قبل اعلام

کرده بود که از بازی در سرگیجه ناراضی است که زرین دست هم به این اظهارنظر پاسخ داد.

 

10_ترانه علـیدوستی:

شهرت و اعتبار ترانه علیدوستی هیچ ربطی به تعداد فیلم هایی که تا کنون بازی کرده ندارد.

همواره از این بازیگر به عنوان یک ستاره نام برده می شود، درحالی که او طی هفت سالی که وارد

دنیای سینما شده، فقط در سه فیلم به ایفای نقش پرداخته است که آخرین آن ها چهارشنبه سوری(اصغر

فرهادی) بود که سال گذشته اکران شد. علیدوستی یکی از بازیگران اصلی فیلم سینمایی کنعان(مانی

حقیقی) است.او سال گذشته پیشنهاد بازی در میم مثل مادر(رسول ملاقلی پور) را رد کرد و در عوض در نمایش موفق فنز بازی کرد.

 

نوشته شده توسط علی | لینک ثابت | موضوع: |